اما طبق تبصره ي ب و د ماده ي 33 ميتوان محروميت تراكتور را از دو به يك جلسه تقليل داد.
منبع:وب سايت متحد هواداران تراكتور
به دنبال پيدا كردن مقصرو نوشتن چرنديات نيستم چند سطري مي نويسم كه حرف دل را گفته باشم اميدوارم بر دل بنشيند.
واقعا چرا در ايران كشوري كه چندهزار سال تمدن را پشتوانه ي خود مي بيند اين گونه مردم بايد هم ديگر را خطاب كند به قول يكي بمب مردم كردستان و سيستان بلوچستان را اينگونه باهم درگير نكرد، اما اين فوتبال چه كارها كه نمي تواند كند.
شاهد اين گونه رفتارها سال قبل نيز بوده ايم،قبلتر از آن هم اين توهين ها را ديده ايم،فوتبال ما شده مركز عقده گشايي برخي مردم از زندگي اجتماعي خود.
واقعا چرا شاهد اينگونه رفتارها و توهين ها هستيم بايد از دو منظر به اين موضوع نگاه كرد توهين به هواداران تراكتور و ترك زبانان و توهين به هواداران پرسپوليس و فارسي زبانان.
بيش از يك سال است كه تراكتور به ليگ برتر آماده است و در اين مدت مردم آذربايجان پشتوانه ي اين تيم بودند،اما برخلاف هفته هاي اول سال قبل هواداران تراكتور حتي در خواسته هاي مدني خود نيز دچار افراط شده و فوتبال را راهي براي ابراز دشمني با فارسي زبانان كرده اند،توهين هاي زيادي به تركها در بازي ديروز تراكتور با پرسپوليس شد قبول دارم اما آيا خود هواداران تراكتور عاري از از اين توهينها به طرف مقابل بودند؟
آيا يادشان رفته در اكثر بازي هاي خانگي چه شعارهاي عليه فارسي زبانها، كريمي، فردوسي پور و ... ميزدن؟من كه خودم شنيده ام،لازم به يادآوي شعارها هم به نظرم نيست چون همه مي دانيم.
متاسفانه خود هواداران هم زمينه ساز اين اتفاقات در بازي ديروز بودند،اتفاق بازي برگشت و بازي پرسپوليس و فولاد گستر.
به هيچ عنوان نمي خواهم از توهين هواداران پرسپوليس به تراكتور و تركها حمايت كنم اين كارهم كاري مشمئز كننده است،اما مسئله سواستفاده ي افراطيون و پان تركها از اين مسئله هست كه بعد از بازي ديروز چهره ي واقعي خود را نشان داده و ديگر شعارهايي بسيار شديدتري مبني بر جدايي از ايران مي زدند.
توهين به تركها بسيار عمل قبيحي بي شك مي باشد و بايد پيگيري بشود اما هدف از اين نوشته آن بود كه هواداران تراكتور هم به خود آمده و اتفاقات سال قبل را به ياد آورند،توهين هاي زيادي به فارسي زبانها كرده اند و در بازي ديروز شاهد آن بوديم،بهتر است برخي از آب گل آلود ماهي نگيرند چون همين توهين ها رو هم ما هواداران تراكتور مي كنيم بهتر است لااقل با خودمان روراست باشيم و واقع بين و سعي نكنيم كه خود را مبرا ار هر گناه و خطايي بدانيم.
در مورد توهين به تركها هم كه متاسفانه هر چه بنويسم بيشتر قلم فرسايي كرديم فدراسيون براي جلوگيري از اين گونه توهين ها بايد شديدترين برخوردها را داشته باشد تا شاهد تكرار توهين به هواداران تراكتور و تركها نباشيم، امري كه سال قبل بعد از توهين در اصفهان، بوشهر و كرمان شاهد آن نبوديم.
برخورد فدراسيون با خاطي ها بايد به شديدترين صورت انجام گيرد،اما اين نبايد بصورت مقطعي و تنها برخورد با هواداران تراكتور باشد توهين ها به تركها هم بايد محروميت شديدي داشته باشد.
من آنچه شرط بلاغت بود با تو گفتم تو خواه پند گیر خواه ملال
نويسنده آماده ي شنيدن نظرات دوستان مي باشد.
اخبار استان
شايعه ي بركناري شفق كه چند روز بود دهان به دهان مي گشت به حقيقت پيوست و ناصر شفق مديرعامل محبوب از تيم تراكتور استعفا داد.
اولين سئوالي كه به ذهن هواداران اين تيم مي رسد اين است كه جايگزين ناصر شفق كيست؟
آنگونه كه منابع خبري نزديك به باشگاه خبر داده اند به احتمال فراوان ملاحي و يا كاظم اماني جايگزين ناصر شفق مي باشد، كاظم اماني هم مورد پيشنهادي از طرف اسبقيان مي باشد.آنگونه كه از شواهد امر برداشت مي شود اين است كه قرار است تيم دست اين گروه باشد تا در طول فصل هر موقع كه لازم بود تيم باخته و در نهايت هم منجر به سقوط تيم شود.البته ناصر شفق هم تمام سعي خود را انجام مي دهد تا ملاحي را جايگزين خود كرده تا مانع اين امر شود.
اختصاصي Tractorlove:
نقدي بر علل يارگيري ضعيف تراكتور
تعدادي زيادي از هواداران تراكتورعدم حضور هشت ساله تراكتور در ليگ برتر را ناشي از فشار از سوي حاكميت مي دانند كه البته اين عقيده هم چندان دور از واقعيت نيست.صعود تراكتور بعد از هشت سال دقيقا چند روز قبل از انتخابات نيز شك اين افراد را بيشتر كرده و همه را به اين باور رساند كه اهداف سياسي پشت سر اين قضيه مي باشد و به همين خاطر همه از تضعيف تراكتور در سال بعد خبر مي دادند. كه اين امر نيز به عينه در زمان حال ديده مي شود.
حضور تراكتور بعد از هشت سال در ليگ برتر مي توانست فرصت مناسبي براي مردم اين خطه ايجاد كند تا علاوه بر رسيدن به آرزو و آمال خود در فوتبال، خواسته هاي به حق مدني خود را -تدريس به زبان تركي- و ... در كنار فوتبال بصورت مسالمت آميز عنوان كنند اما حيف!!!
اما حيف كه زياده روي در اين كار و حضور افرادي در كنار هواداران كه به گفته ي خودشان فقط اهداف سياسي را دنبال مي كنند و تراكتور براي آنها اهميت چنداني ندارد و حاضر هستند براي اين اهداف حتي تراكتور را قرباني كنند عامل بروز اين اتفاقات اخير در مورد تراكتور بوده و هست.
اينان سعي در تغيير جو هفته هاي اوليه ورزشگار را كه بسيار پاك بود در سر مي پروراندن و در اواخر هم تا حدي موفق شدند و بعد از نظرسنحي برنامه نود در مورد پر هوادارترين برنامه ي اينها افزايش يافته و بعد از توهين برخي هواداران مس به تركها علنا فوتبال كنار گذاشته شده و سعي در سو استفاده از اين اشتباه مردم كرمان داشته و سعي در ايجاد جنگ و دعواي قوميتي داشتند.تا جايي كه يكي از شبكه هاي تلويزيوني تجزيه طلب خارجي هم خطر محروميت تراكتور را گوش زد كرده و خواستار آرامش بين هواداران شد.
اينان با كج انديشي و البته حمايت آشكار خارج نشينان و اجراي طرح و برنامه آنها هر اتفاقي در زمينه ي فوتبال را به فارسي زبانان يا به قول خودشان شوونيسم فارس ربط مي دادند و باعث و باني اين اتفاقات شدند.
حال اين سئوال پيش ميايد كه آيا فارسي زبانها باعث و باني اين اتفاقات ننگين در مورد تراكتور بودند يا اين عده از افراد به ظاهر هوادار تراكتور؟
آيا در كشورهاي ديگر اگرسعي شود از فوتبال فقط دنبال اهداف تجزيه طلبانه دنبال شود،حاكميت چه برخوردي مي كند؟
كه مثال آن به عينه در كشور تركيه در مورد كردها و در جمهوري آذربايجان عليه اقلیت تالشی، کرد، لزگی و آوار ديده مي شود.
جالب اين مي باشد كه وقتي به اين افراد تجزيه طلب گفته مي شود بسيار خشمگين شده و اين را نفي كرده اما در عمل چيز ديگري نشان مي دهند مثلا:
اگر كسي پرچم ايران را به قسمت خاصي از ورزشگاه كه بيشتر جايگاه زير دوربين است ببرد وطن فروش نام دارد اما اگر پرچم دولت تركيه را ببرد تشويق مي شود.
كسي منكر آن نيست كه مردم آذربايجان ايران با مردم جمهوري آذربايجان و تركيه از لحاظ زباني و فرهنگي بسيار نزديك است اما بعضا تبليغات شوم رسانه هاي وابسته به تجزيه طلبان تاثير عميقي در طبقه ي متوسط جامعه دارد.
اينان كه از نژاد پرستي در ساير ورزشگاههاي ايران هميشه حرف مي زنند انگار يادشان رفته كه در ورزشگاه چه شعارهاي وحشتناكي عليه فردوسي پور،كريمي و بلاخص فارسي زبانها مي دهند.
اينان هستند كه با ذهن مسموم فقط دنبال فرصتهايي براي سو استفاده هستند،كاش كميته انظباطي در اين مورد تصميمات بهتري مي گرفت شايد محروميت يك جلسه اي ما باعث مي شد به آخر فصل و اتفاقات آخر فصل بيشتر فكر مي كرديم.
حال آنكه اكثر هواداران به هيچ عنوان اين افكار را ندارند.اما همان عده ي اندك باعث بدبختي آذربايجان در طول تاريخ شده اند.
آقاي شفق گناه ما چيست كه به رغم اكثريت بودن بايد بخاطر افرادي هرچند اندك اينگونه تيم خودمان را در حال نابودي ببينيم.
وضعيت اسفناك تراكتور در فصل نقل و انتقالات امسال فقط و فقط يك دليل دارد و آن اهداف شوم برخي دشمنان به ظاهر هوادار تراكتور مي باشد.
اختصاصي Tractorlove:
قبل از صعود تراكتور به ليگ برتر چند سالي بود كه فوتبال تبريز بعد از يك خواب طولاني،بيدار شده و هر سال به تعداد نمايندگان فوتبال تبريز در ليگ دسته يك اضافه مي شد.تا جايي كه 2سال قبل تعداد نمايندگان تبريز در دسته اول ايران به 4 تيم رسيد و بجز ماشين سازي بقيه تيم هاي تبريز بسيار موفق بودند تا جايي كه تراكتور به ليگ برتر صعود كرو و شهرداري هم به مسابقه ي پلي اف رسيد.
حضور تراكتور در ليگ برتر بعد از 8سال باعث برگشتن روح تازه ي نه تنها بين مردم تبريز بلكه ساير مناطق آذربايجان شد و همين عامل باعث شد كه هواداران عاشقانه اين تيم را چه در بازي هاي خانگي و چه خارج از خانه حمايت كرده و مسير موفقيت اين تيم را همواركنند.
اولين فصل حضور تراكتور با موفقيت اين تيم به پايان رسيد و با توجه به قولهايي كه از طرف مسئولين داده شده بود همه ي هواداران منتظر شروع فصل تازه و موفقيت هاي تازه ي اين تيم ريشه دار بودند اما زهي خيال باطل.
فصل نقل و انتقالات شروع شد اما تراكتور نه تنها تا الآن بازيكني نگرفته بلكه پشت سر هم بازيكنان موثر از اين تيم جدا مي شوند.
علل بسياري را مي توان در عدم موفقيت تراكتور در فصل نقل و انتقالات را شمرد اما مهمترين اين علل كدام است؟
بي شك حضور هواداران بيشمار تراكتور در بازيهاي اين تيم و علاقه ي مردم اين خطه به تيم خود،از تراكتور نمادي ساخت كه برخي فرصت طلبان را به فكر سو استفاده از اين تيم براي رسيدن به اهداف سياسي خود انداخت.
بي شك همگان بر اين امر واقف هستند كه امروز از فوتبال مي توان براي آشتي مردم با همديگر استفاده كرد اما برخي فرصت طلبان و رسانه هاي خارجي وابسته به آنها، تراكتور را قرباني زياده خواهي ها و اهداف شوم خود كرده و سعي در ايجاد اختلاف بين مردم آذربايجان با ساير نقاط ايران داشتند و همانگونه كه بخصوص در اواخر ليگ شاهد آن بوديم بسياري از شعارها فقط جنبه ي قومي و انتقام جويانه داشت و نه فوتبال. در اواخر شاهد بوديم كه جو بازيهاي اوليه ورزشگاه از بين رفته و ديگر از آن جو پاك خبري نبود و پر از فحش هاي ركيك و شعارهاي بي ربط به فوتبال بود.اينان كه در حال حاضر دائه ي مهربانتر ار مادر براي تراكتور شده اند يادشان رفته كه باعث و باني 8سال دوري تراكتورازسطح اول فوتبال خودشان بودند و مشكلات حال تراكتور در فصل نقل و انتقالات بي شك خودشان هستند.صعود تراكتور بعد از 8سال به ليگ برتر كه علاوه بر اينكه در افزايش روحيه مردم تاثير زيادي داشت فرصتي بود كه برخي از مشكلات چند ساله آذربايجان را به صورت مسالمت آميز بيان كنيم،اما افراط برخي دشمنان قسم خورده تراكتور كه فقط نقاب دوستي زده اند باعث و باني اين مشكلات هست تا جايي كه باعث شد ناصر شفق هم استعفا داده و اوضاع تراكتور بدتر شود.
آيا جاي شعارهاي همچون تبريز،باكي و آنكارا ..... در ورزشگاه هست؟
آيا اين شعار جز معني جدايي طلبي چيز ديگري دارد؟
اگر كسي در تركيه اهداف جدايي طلبانه سر داشته باشد چه رفتاري با آنها مي كنند؟كردهاي تركيه مثال خوبي براي اين ماجرا است.
سخنم با آن دسته از هواداران تراكتور هست كه معقول بوده و توانايي تشخيص راه درست از نادرست را دارند آيا ديگر وقت آن نرسيده كه به اين دسته از افراطيون اجازه خودنمايي را ندهيم و باعث موفقيت هاي آذربايجان نه تنها در فوتبال بلكه ساير زمينه ها شويم؟